|
|
ستاره دوست دارم اندازه همه ستاره ها
نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط محمد از خواب مي پرم نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387 ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط محمد
گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم . نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387 ساعت 2:42 بعد از ظهر توسط محمد
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387 ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط محمد
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387 ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط محمد چرا با غریبه ها تا این اندازه مودب
و با کسانی که انها را دوست داریم
تا این حد بی ادبانه رفتار می کنیم ؟ ؟ نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387 ساعت 2:1 بعد از ظهر توسط محمد
تقدیم به اونی که دوسش دارم خیلی زیاد:ستاره
منو باور کن ستاره، من هنوزم تک وتنهام بی تو محکوم یه حبسم با تو باغم پر رویام منو باور کــن ستاره، نــذار از نفس بیافتم هم صدا با دل من باش نذار تو قفس بیافتم منو باور کـن که قلبم بی تو تاریکه وسرده نگـو تبعید نگـاهت، منو از یــاد تـــو برده تو که توی آسمـونی من اسیرم پشت دیوار تو نـذار تنها بمــونم منو دست گریه نسپار خط بکش رو تلخی شب تا ابد بمون ستاره تو بمونی این ترانه تا همیشه جـون میگیره نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387 ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط محمد گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. رفته بود جا مانده بود ... نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط محمد
نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط محمد نخستین مرحله عشق محبت است. باید قلب خود را به گونه ای بپرورانیم که شادمانی همه موجودات نده را آرزو کنیم. دومین مرحله عشق شفقت است. چنان که به رنج تمامی موجودات هستی بیندیشیم آن گونه که اندوه وتشویش آنها در خیالمان جان بگیرد و حس شفقت و همدلی نسبت به آنها در درونمان بیدار شود. سومین مرحله عشق شادمانی است. چنان که به فکر بهروزی دیگران باشیم و از شادمانی آنها شاد شویم. چهارمین مرحله عشق تمرکز بر ناپاکیهاست. چنان که به پیامدهای شیطانی گناه و گمراهی بیندیشیم . دراین مرحله درک می کنیم که خوشی های آنی چه اندازه حقیر هستند و می توانند چه عواقب فاجعه باری به بار آورند. پنجمین مرحله عشق تمرکز بر متانت و بزرگواری است. به گونه ای که با آرامشی منصفانه و صفا و آسودگی کامل سرنوشتمان بنگریم نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط محمد من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من
عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط محمد او را ازمن گرفتند بی آنکه
*****
بدانندبامن چه می کنند نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط محمد عشق یعنی همین شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی . شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید:چه آوردی ؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق یعنی همین! شاگرد پرسید :س ازدواج چیست؟ استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیا ور .اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درخت برگشت استاد از او ماجرا را پرسید وشاگرد در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم به سبب آنکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم . استاد گفت: ازدواج یعنی این نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط محمد یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش ۲ یا ۳ ماه بیشتر زنده نیست، یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که به هم نمیرسند، یاد گرفتم در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست، و یاد گرفتم که هر چه عاشق تری تنها تری نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386 ساعت 1:9 بعد از ظهر توسط محمد تورو خدا برگرد
دوستت دارم تورو خدا برگرد نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386 ساعت 9:17 بعد از ظهر توسط محمد
هنوزم بهش اعتقاددارم
و این بزرگترین پرمعناترین کلمه دنیاست
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386 ساعت 9:6 بعد از ظهر توسط محمد |
This Template designed by ParsTheme , Copyright © 2006 all rights reserved